|
جمعه ، 1 مرداد 1389 ، 19:17 |
|
برف آمد و پاییز فراموشت شد آن گریه ی یک ریز فراموشت شد انگار نه انگار که با هم بودیم چه زود همه چیز فراموشت شد
زندگی پر از صدای پای کسانی است که همانطور که تو را می بوسند ، طناب دارت را میبافند!
گذشته را تا میکنم از یادها تنها"تو"مانده ای از خاطرم دور شو!!!
تمام ناتمام من با تو تمام میشود . لای خاطرات تلخم ، یاد تو همیشه شیرینه
زندگي درك همين امروز است ظرف ديروز پر از بودن توست شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي آخرين فرصت همراهي ماست
ای داد دوباره کار دل مشکل شد نتوان ز حال دل غافل شد عشقی که به چند خون دل حاصل شد پامال سبکسران سنگین دل شد
|