یک شنبه , 31 ارديبهشت 1391
نیکو خردمند بازیگر زن پیشکسوت سینما درگذشت مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

 

نیکو خردمند بازیگر زن پیشکسوت سینما درگذشت

نیکو خردمند بازیگر با سابقه سینما پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز "پرده آخر" که در سال‌های اخیر کم کار شده بود27 شهریور ماه در جشن خانه سینما تجلیل شد


نیکو خردمند بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران صبح امروز سه شنبه در بیمارستان ابن سینا درگذشت.

آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر فوق به خبرنگار مهر گفت: وی پس از عارضه سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بودند و امروز نزدیک چهار صبح دارفانی را وداع گفتند. مراسم تشیع پیکر وی متعاقبا اعلام می شود.

نیکو خردمند بازیگر با سابقه سینما پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز "پرده آخر" که در سال‌های اخیر کم کار شده بود27 شهریور ماه در جشن خانه سینما تجلیل شد.

متولد 1311 در تهران است و فعالیت هنری‌اش را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرده و از سال 1339نیز در دوبله مشغول بوده است.

وی کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.

این بازیگرهمچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شده است.نیکو خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند می‌گیری گریه کنی" بازی کرد.

منبع:talkhzibast.persianblog.ir

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

ارزش هر كس چيزى است كه نيكويش مى داند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
قـاضـی زیـــرک

دو پیرمرد که یکی از آنها قد بلند و قوی هیکل و دیگری قد خمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.

اولی گفت: به مقدار ١٠ قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر می‌اندازد و اینک می‌گوید گمان می‌کنم طلب تو را داده‌ام. حضرت قاضی! از شما تقاضا دارم وی را سوگند بده که آیا بدهکاری خودش را داده است، یا خیر. چنانچه قسم یاد کرد که من دیگر حرفی ندارم.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني