|
زمرمه می کنم تا پژواک صدامو تو وجو دت بشنوم دنبال یه چیزی می گردم که با اون به خودم ثابت کنم زنده ام مثل وقتی که یه موجود رنده بین دو تا کوه فریاد می زند من زنده ام ................. و کوه جواب می دهد من زنده ام من زنده ام من زنده ام من زنده ام مثل وقتی که دلت می خواهد حواس پنج گان ات را تست کنی تا خیالت راحت شود همه چی درست کار می کند پس وقتی صدایم را می شنوی پس وقتی لمس دستهایم را روی پوستت حس کردی پس وقتی نگاهم در نگاهت معنا گرفت پس وقتی که مشامت را عطر تنم پر کرد پس وقتی شیرینی بوسه از لبانمم را در دهانت مزه مزه میکنی پس وقتی ناخوداگاهت حس ششم تو را به اینکه من عاشق توام نوید میدهد ان هنگام جان هر چه کوه می شناسی پژواکی بفرست تا به جان خسته ام نویدی باشد که من زنده ام
سارا رزاق
|