یک شنبه , 31 ارديبهشت 1391
می دانم مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

می دانم تو مرا دوست داری و می دانم همه چی درست می شه..
می دانی چرا؟ چون خدا عاشقهارو دوست داره.
تمام امیدم هستی...پس بدان جز تو نیست کسی برایم.
داره برف می باره...ولی من برف رو با تو دوست دارم.
بیا با من ..بیا برای برف شادمانی کنیم.
عشق زیباست...
اعماق وجودم هستی..
چه می دانم حرفای من اینست.
اگر دلنوشته ندانی مهم نیست.
فقط بخوان.بدان که تو تنها کسی هستی که دارم.

 

ندا

 
سخنان بزرگان

چه بسا عالمى را كه جهلش از پاى در آورد و حال آنكه ، علمش با او بود و سودش نكرد.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
طلبه جوان و دختر فراری

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد. دختر پرسيد: شام چه داري ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق خوابيد.
صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند.
شاه عصباني پرسيد چرا شب به ما اطلاع ندادي و ....

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني