یک شنبه , 23 بهمن 1390
تبليغات
درخواست طلاق به خاطر دندان هاي شوهر! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

درخواست طلاق به خاطر دندان هاي شوهر!

زني به خاطر آنکه شوهرش دندان هاي زيبايي ندارد و حاضر نيست آنها را ترميم کند به دادگاه خانواده رفت و با بخشش مهريه 1381 سکه يي اش از وي جدا شد.

به گزارش اعتماد، اين زن که ندا نام دارد چندي قبل به دادگاه خانواده رفت و در ادعايي عجيب اعلام کرد چون شوهرش دندان هاي زيبايي ندارد حاضر به زندگي با او نيست. وي به قاضي گفت؛ من به همسرم حميد علاقه زيادي دارم ولي او دندان هاي نامرتبي دارد و من از بودن در کنارش خجالت مي کشم. وي ادامه داد؛ من 9 سال از حميد بزرگ ترم اما اين موضوع هيچ مشکلي برايمان ايجاد نکرد ولي دندان هاي حميد مشکل ساز و باعث شد به رغم خواسته قلبي ام به دادگاه بيايم.در پي اين اظهارات حميد به دادگاه فراخوانده شد تا در برابر اظهارات همسرش پاسخگو باشد. صبح ديروز در حالي که اين زن و شوهر در برابر قاضي دادگاه خانواده قرار گرفته بودند هر يک در اظهاراتي حق را به جانب خود دانستند.


حميد گفت؛ هشت سال قبل به طور اتفاقي در يک ساندويچي با ندا آشنا شدم. چون جثه کوچکي دارد فکر مي کردم هم سن من است ولي وقتي به خواستگاري اش رفتم، فهميدم 9 سال از من بزرگ تر است. هنگامي که خانواده ام از اين موضوع مطلع شدند با ازدواج ما سخت مخالفت کردند و گفتند حاضر نيستند ندا را به عنوان عروس قبول کنند ولي من آنها را راضي و بالاخره با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم. مدتي گذشت تا اينکه متوجه علت مخالفت پدر و مادرم شدم. ندا با من مثل يک کودک رفتار مي کرد.


او از من مي خواست شب ها دندان هايم را مسواک بزنم.من از اين وضع ناراحت بودم به همين دليل به هيچ يک از حرف هاي او گوش نمي دادم. من مي خواستم اقتدارم را به همسرم نشان دهم ولي يکي از نتايج اين کار خراب شدن دندان هايم بود. پس از دو سه سال دندان هايم از بين رفت.


اين بار ندا مدام به من توصيه مي کرد به دندانپزشکي بروم ولي چون نمي خواستم به حرف هايش عمل کنم به دندانپزشکي نرفتم. مشکل اصلي من با همسرم اختلاف سني زيادمان است.سپس نوبت به ندا رسيد تا درباره اظهارات شوهرش توضيح دهد. او گفت؛ حميد مثل بچه ها رفتار مي کند. او جوان بي خيالي است.


در حالي که ساعت کاري هر دومان سه بعدازظهر تمام مي شود او تا ساعت هشت شب را با دوستانش مي گذراند و من را در خانه تنها مي گذارد و مدام با من لجبازي مي کند و تاوان همين لجبازي را هم با خراب شدن دندان هايش پس داد. متاسفانه اين رفتار غلط همچنان ادامه دارد و او به خاطر اينکه به حرف من عمل نکند حتي حاضر نيست دندان هاي خرابش را ترميم کند.من تصميم دارم مهريه ام را که 1381 سکه تمام بهار آزادي است، ببخشم و از حميد طلاق بگيرم.


اما اگر او رفتارش را تغيير دهد و به دندانپزشکي مراجعه کند، حاضرم دوباره با او زندگي کنم. در پي اظهارات اين زوج قاضي به گفت وگو با آنان پرداخت تا شايد از تصميم شان منصرف شوند اما با بي نتيجه ماندن اين گفت وگو پرونده براي سير مراحل قانوني به واحد داوري ارجاع شد.

lمنبع:alborznews.net

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

هرگاه خبرى شنيديد آن را نيك بفهميد و در آن بينديشيد، نه اينكه بشنويد و نقل كنيد. زيرا نقل كنندگان علم بسيارند ولى ، انديشه كنندگان در آن اندك اند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

تبليغات
داستان تصادفي
چه کشکی، چه پشمی؟ !!

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن
طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

آخرين بروزرساني شنبه ، 22 بهمن 1390 ، 22:50 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني