|
اس ام اس
|
|
سه شنبه ، 5 آبان 1388 ، 08:19 |
|

دلی دارم در آتش خانه کرده ، میان شعله ها کاشانه کرده............
برات می نویسم دوستت دارم ، آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ، ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست ، گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی من می نویسم ، من می نویسم !
من و تو مثل دو تاخط می مونیم که توی دفتر مشق اسیر شدیم ، نرسیدیم به هم آخرش تو همون دفتر کهنه پیر شدیم ، بی هم روزا گذشت دستای من نرسید به دستای تو ، مگه با شکست من شکست تو .
دلی دارم در آتش خانه کرده ، میان شعله ها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت ، وجودم را ز غم ویرانه کرده
خیلی سخته اون که میگفت واسه چشات میمیره ، بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشناشی ، اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی ، وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ، ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
جا برای گنجشک زیاد است ولی ، به درختان خیابان تو عادت دارم
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است ، هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی است .
دوست دارم شب را به غم تو سر کنم ، دفتری را از اشک چشمم تر کنم ، نام آن دفتر نهم دیوان عشق ، عشق را عنوان آن دفتر کنم .
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ، شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ، تو چیستی که از هر موج تبسم تو ، بسان قایق سرگشته ی روی مردابم .
دوست دارم همیشه از تو بنویسم بی آنکه در جستجوی قافیه ها باشم ، بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم ، دوست دارم از تو بنویسم که می دانم هنوز دوستم داری و هر سپیده دم یک سبد مهربانی از تو دریافت می کنم .
دنیا یه میدونه ، سرنوشت اما یه بازی ، پیش ام ما نوشتن ، حقته باید ببازی .
از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است ، از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است .
دل رو زدم به دریا ، زدم برات پیامی ، فقط برای اینکه ، نگی که بی مرامی .
ای نگاهت پلی از مخمل و از ابریشم ، روزگاریست که تنها به تو می اندیشم .
به پرستو نباید دل بست زیرا که او نازک دل است ، و می گریزد از ما ، مانند باد از سرما ، و فراموش می کند تمام روزهای باهم بودن را .
|