شنبه , 22 بهمن 1390
تبليغات
اس ام اس عاشقانه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

اس ام اس عاشقانه

سلام ، از سرد خونه مزاحم میشم !
اینجا یه قلب یخ زده هست که منتظر اس ام اس گرم شماست !

توی معبد چشات هرکی در زد ، باز نکن !
چون اونجا فقط زیارتگاه منه !


من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
به تن و زندگی ام زخم فراوان دارم
به تو و دوستی تو ایمان دارم . . .


بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه
درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه


خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار
نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای ، برای آن هنگام که
فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم


دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است
گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است
میل گل در من نیست ، بال من خونین است
اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است


اگرچه نازنینان را وفا نیست
گلستانی چو باغ آشنا نیست
اگر بر چرخ هفتم پا گذارم
دلم یک لحظه از یادت جدا نیست 


دلم از عشق سهم کمی داشت
برایم با تو بودن عالمی داشت 


کاش ظاهرمون مثل زغال سیاه بود اما باطنمون مثل خاکسترش سفید بود


بلرزید کوه ها از غم ، خیانت را رصد کردند
میان آسمان عشق به ماه من حسد کردند
بغرید رعد ها از خشم ، شهامت خرد شد ، پوسید
قیامت کرد زمین وقتی ، ستاره ماه را دید


دنیای پرنده قفس است و دنیای ماهی اقیانوس و دنیای من معرفت توست


بپذیر نامه نوشتم که فقط یاد توام
به خدا منتظر لحظه دیدار توام
در گلستان ندهد هیچ گلی بوی تو را
تو گل سرخ منی به خدا خار توام


عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر


گر تو خواهی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

در آغاز سرما خود را از آن حفظ كنيد و در پايان آن بدان روى نهيد زيرا سرما با بدنها همان كند كه با درختان كند. در آغاز مى لرزاندشان و در پايان ، برگشان را مى روياند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

تبليغات
داستان تصادفي
شیطان و انسان

ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

آخرين بروزرساني جمعه ، 21 بهمن 1390 ، 20:24 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني