|
اس ام اس
|
|
شنبه ، 24 بهمن 1388 ، 19:15 |
|

من دل به كسی جز تو به آسان ندهم چیـــــــزی كه گران خریدم ارزان ندهم صد جان بدهم در آرزوی ِ دل ِ خویش وان دل كه تو را خواست به صد جان ندهم
روی آن شیشه تبدار تورا "ها" کردم، اسم زیبای تورابانفسم جاکردم، شیشه بدجوردلش ابری وبارانی شد، شیشه رایک شبه تبدیل به دریاکردم، باسرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا، عکس زیبای تورا سیرتماشا کردم
وقتی گرمای نگاهت نیست این میشود حال و روز من سرماخوردگی پی در پی، تب و لرز
انجا كه امكان نفرت هست ، امكان عشق هم هست .فقط كافیست از میان این دو یكی را انتخاب كنیم .
لذت عاشقی به شدتتش نیست به مدتشه.
نماند ناز شیرین بی خریدار اگر خسرو نباشد ، کوهکن هست
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب...
فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد
خاطرم شک برداشت پاسخ تندی بود به لبی که تب داشت گونه نیلی من زخم شد حرفی نیست دل خود را چه کنم که ترک برمیداشت
من اگر دفتر نفرین شده اندوهم اگر از نسل گلی هـرزه به روی کوهم اگر از کل جهان وارث یک احساسم تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی که فقط لایق آتش زدني
در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
عشق را که با عقل مخلوط می کنی . . . چه معجون تهوع آوری می توان ساخت
|