|

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟ الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم. تمومی نداره! تا آخر عمر بدهكار مهربونیاتم..
افسون چشمای تو هستم نگاهم کن ، در دیاری که مرا نیست جز تنهایی یار ، حیران و چشم براه تو هستم نگاهم کن .
ستاره در هوا می بینم امشب زمین در زیر پا می بینم امشب خدایا مرگ ده تا جان سپارم که یار خود جدا می بینم امشب
امروز هم میگویی : مواظب خودت باش و من خوشحالم که هنوز بزرگ نشده ام!!!
به هیچکس نگو به هیچکس دیریست لبخند و سکوت و آرامش از مُردگان می دزدم می خواهی قسمتش کنیم ؟؟؟
آنقدر ستاره به گیسوانت می چسبانم، تا ستاره شناسان کهکشان ِ دیگری را در آسمان کشف کنند
معنای این همه سکوت چیست؟ من گم شدم در تو؟ یا تو گم شدی در من؟
می نویسم ... نمی توانم بنویسم ... می خواهم بنویسم ... نمی توانم ... یک کلمه به ذهن می رسد... سکوت می کنم ......"تو".......تمام شد ... این هم نوشته امروز
تا حالا دیدی کسی به اس ام اس حسودی کنه ؟ من حسودیم میشه ! چون اس ام اس می تونه بیاد پیشت اما من نمی تونم بیام!
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ...و من را دلتنگ عشقم آفريد ...
عشق تو تعطيلي نداره ،به فكر خودت نيستي فكري به حال خستگي ما بكن ما هر روز تا دير وقت خرابتيم ...
عشق فرآیندی است که در طی آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعی ات نزدیک تر بشوی، نه آن چه من می خواهم.(دوسنت اگزوپری )
|