چهارشنبه , 03 خرداد 1391
آن غاليه خط گر سوي ما نامه نوشتي مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی    گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد    دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در این جا    یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد    چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شداد    یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی
تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا    حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابی جهان است    کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ    تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی
 
سخنان بزرگان

چه بسا عالمى را كه جهلش از پاى در آورد و حال آنكه ، علمش با او بود و سودش نكرد.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
چاي سبز و زبان !!!

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره
دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني