چهارشنبه , 03 خرداد 1391
آنان که خاک را به نظر کيميا کنند مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند    آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی    باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد    هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست    آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق    اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود    تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار    صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب    بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم    ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور    اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان    خیر نهان برای رضای خدا کنند
حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود    شاهان کم التفات به حال گدا کنند
 
سخنان بزرگان

سينه عاقل صندوقچه راز اوست و خوشرويى دام دوستى است و برد بارى ، گورگاه زشتيها.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
درس زندگي

زاهدی گوید:جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول؛ مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني