چهارشنبه , 03 خرداد 1391
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید بر این اشک چو باران که دگر برق دولت که برفت از نظرم بازآید
آن که تاج سر من خاک کف پایش بود از خدا می‌طلبم تا به سرم بازآید
خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید
گر نثار قدم یار گرامی نکنم گوهر جان به چه کار دگرم بازآید
کوس نودولتی از بام سعادت بزنم گر ببینم که مه نوسفرم بازآید
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ همتی تا به سلامت ز درم بازآید
 
سخنان بزرگان

از اين انسان در شگفت شويد، به قطعه اى پيه مى بيند و به پاره گوشتى سخن مى گويد و به تكه استخوانى مى شنود و از شكافى نفس ‍ مى كشد.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني