چهارشنبه , 03 خرداد 1391
اگر به کوي تو باشد مرا مجال وصول مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول    رسد به دولت وصل تو کار من به اصول
قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا    فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول
چو بر در تو من بی‌نوای بی زر و زور    به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول
کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم    که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول
من شکسته بدحال زندگی یابم    در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول
خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت    که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول
دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد    بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول
چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو    که طاعت من بی‌دل نمی‌شود مقبول
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ    رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول
 
سخنان بزرگان

ارزش هر كس چيزى است كه نيكويش مى داند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
کرامت ملا

روزی ملانصرالدین ادعای كرامت كرد.
گفتند: دلیلت چیست؟

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني