چهارشنبه , 03 خرداد 1391
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح    صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات    بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص    از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان    که آشنا نکند در میان آن ملاح
لب چو آب حیات تو هست قوت جان    وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری    گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان    همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ    ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
 
 
سخنان بزرگان

برترين توانگرى ترك آرزوهاست .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
دل به دست آر

آورده‌اند که روزى یکى از بزرگان عرب به سفر حج مي‌رفت . نامش عبد الجبار بود و هزار دینار طلا در کمر داشت .
چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد.عبد الجبار براى تفرج و سیاحت ، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید. زنى را دید که در خرابه مي‌گردد و چیزى مي‌جوید. در گوشه مرغک مردارى افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت.
عبد الجبار با خود گفت : بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مي‌دارد. در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد. چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که از گرسنگى هلاک شدیم !

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني