چهارشنبه , 03 خرداد 1391
اگر نه باده غم دل ز ياد ما ببرد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد    نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد
اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر    چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد
فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک    که کس نبود که دستی از این دغا ببرد
گذار بر ظلمات است خضر راهی کو    مباد کتش محرومی آب ما ببرد
دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن    که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد
طبیب عشق منم باده ده که این معجون    فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد
بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت    مگر نسیم پیامی خدای را ببرد
 
سخنان بزرگان

هر كه به كارى بشتابد، كه مردمش ناخوش دارند، درباره اش آن گويند كه ندانند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
حکايت بهلول و شيخ جنيد بغداد

آورده‌اند که شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او….
شيخ احوال بهلول را پرسيد.
گفتند او مردي ديوانه است.
گفت او را طلب کنيد که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرايي يافتند.
شيخ پيش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه کسي هستي؟ عرض کرد منم شيخ جنيد بغدادي.
فرمود تويي شيخ بغداد که مردم را ارشاد مي‌کني؟ عرض کرد آري..

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني