|

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر زیر فلک سایه لوای محمد(ص) نوری(سیّاره) یافت راه هدایت تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص) عید مبعث مبارک
سائل درمانده ناامید نگردد گر که بکوبد در سرای محمد(ص) ای که ندای” اذان” رسید به گوشت هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص) مبعث مبارک
خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک
تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد
بعثت نه این سرور، سرور ولایت است … مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند … احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است
نور عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد
عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .
بعثت، امید انسان به فردایی روشن است. بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی حد او بر زمینیان است. بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک
ای شاه سوار ملک هستی سلطان خرد به چیره دستی ای ختم پیمبران مرسل حلوای پسین و ملح اول سر خیل تویی و جمله خیلند مقصود تویی همه طفیلند
بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد
سرحلقه عشاق به عالم، احمد یعنی هدف از خلقت آدم، احمد رخشان و فروزنده بر انگشت وجود پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد . . .
ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نباشد به اعتدال محمّد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمّد
بعثت پیامبر بر شما مبارک باد
سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک ! سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزشها در صحنه حیات بشر !
روز بعثت مبارک باد
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
بعثت نه این سرور، سرور ولایت است مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است
خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک
آوای بخوان بخوانِ او می ریزداز غار صدای گفت وگو می ریزدمی گفت فرشته: اقرأ باسم ربک عشق است کز آسمان فرو می ریزد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
از بعثت او جهان جوان شد گیتى چو بهشت جاودان شد این عید به اهل دین مبارک بر جمله مسلمین مبارک
مهر را روشنی از روی تو افروختن است ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت همچو خاری است که شایسته آن سوختن است
ای شاه سوار ملک هستی سلطان خرد به چیره دستی ای ختم پیمبران مرسل حلوای پسین و ملح اول سر خیل تویی و جمله خیلند مقصود تویی همه طفیلند
یا رحمت للعالمین ! جبریل می خواند تو را ای منجی کل بشر ! بیرون بیا از این سرا تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا ؟ ای یوسف مصر وجود ! از چاه تنهایی درآ
یا محمد ای خرد پابست تو ای چراغ مهر و مه در دست تو هر زمان گلواژه هایت تازه تر بلکه از هستی بلند آوازه تر ختم شد بر قامتت پیغمبری این ترا باشد دلیل برتری
شد ورد زبان ثنای قرآن از مرحمت خدای قرآن برپا شده جشن باشکوهی در محفل ما برای قرآن
همان احمد که سرمستان سرمد بخوانندش ابوالقاسم محمد محمد ، میم و حا و میم و دال است تدارک بخش عدل و اعتدال است
بعثتِ نه این سرور ، سرور ولایت است مبعثِ نه این چراغ ، چراغ هدایت است خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند احمد نه این فروغ ، فروغ رسالت است
نور عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد
ای پادشاه عالم عشقت به سینه دارم در قاب سینه ی خود عکس مدینه دارم دارم ولایت تو ، در دل محبت تو سرمست جام عشقم ، در شام بعثت تو
غار حرا سراسر لبریز نور سرمد جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد برخیز و رهبری کن ، بر یار یاوری کن بر خلق هر دو عالم ، از حق پیمبری کن
محمد پاک و شفاف و زلال است که مرات جمال ذوالفقار است محمد تا نبوت را برانگیخت ولایت را به کام شیعیان ریخت
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد .
به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .
امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم
تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک .
آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد .
روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد .
|