پنجشنبه , 04 خرداد 1391
جشن اسفندگان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز پنجم اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز بعضی زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ - پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند.

بسیاری از پژوهشگران ایران شناس از جمله استادان ابراهیم پور داود، جلیل دوستخواه، رضا مرادی غیاث آبادی، جلال خالقی مطلق و پرویز رجبی زمان درست این جشن را پنجم اسفند می‌دانند و ابداعات جدید در انتقال آن به ۲۹ بهمن را نادرست می‌انگارند. (بنگرید به فهرست منابع و پیوند به بیرون در پایین همین صفحه).

استاد ابراهیم پورداود در سال 1341 خورشیدی، روز پنجم اسفند و جشن اسفندگان را به عنوان «روز پرستار» پیشنهاد داد که پذیرفته شد و در تقویم رسمی نیز ثبت گردید. ایشان خود در این باره نوشته‌اند: "در میان جشن‌های بزرگ ایران باستان، سپندارمذگان جشنی است در پنجمین روز از اسفندماه. همین روز شایسته و برازنده است که جشن پرستاران میهن ما باشد".

نظر ها (4)
  • ميترا  - اسفندگان
    ايول
    هميشه از ولنتاين متنفر بودم
    چون مربوط به فرهنگ و تو تقويم ما نيست
  • !
    کاش یه روزی بشه که همه جای ولنتاین این روز رو جشن بگیرن....
  • ناشناس
    :wink: بالاخره روي اين آدماي غرب زده كم شد
    دم ايران گرم با اين جشن هاي باستانيش
    8) :silly: :kiss:
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

اگر تو روى به بازگشت نهاده باشى و مرگ روى در آمدن داشته باشد، چه زود به هم خواهيد رسيد.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
مسافر خسته

مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...!

وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد
اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد.
فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!!

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني