شنبه , 22 بهمن 1390
تبليغات
اس ام اس ویژه عید فطر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست 

می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست ......

عید صیام آمد و ماه صیام رفت 

لطف تمام آمد و فیض تمام رفت 

شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد 

گرد غم گناه ز جان عوام رفت 

 

 

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم… 

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه… 

 

 

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم… 

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟ 

 

 

عید سعید فطر و پایان ماه صیام 

بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام 

که تا سال آینده، صفا و پاکی دل 

حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل 

 

 

با خوردن اگر حال تو جا می آید 

خوش باش که ایام صفا می آید 

آماده به حمله باش در این شب عید 

وقتی که صدای ربنا می آید 

 

 

عید رمضان آمد وماه رمضان رفت 

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت 

 

 

دلها همه بهاران شد از شمیم باران مه 

رخ نموده امشب در عید روزه داران 

هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران 

شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران 

 

 

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا 

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها… 

بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی 

…بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم 

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک 

 

 

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم… 

 

 

 

روی انتباع رمضان خط مشکی مکشید 

روی آن را نور از دل بکشید 

آمد آن عید که بودی منتظرش 

هر چه خواهی به خدا گو بلند است کرمش 

فطر آمد و فطریه ما چه شد یا رب 

فطریه ما دیدن روی منجی است یا رب

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

هر كه به كارى بشتابد، كه مردمش ناخوش دارند، درباره اش آن گويند كه ندانند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

تبليغات
داستان تصادفي
عشق یعنی...

زی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت:
عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیكویی داشته باشم؟
استاد مرد جوان را به كنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه می‌بینی؟

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

آخرين بروزرساني جمعه ، 21 بهمن 1390 ، 20:24 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني