پنجشنبه , 04 خرداد 1391
می دانم مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

می دانم تو مرا دوست داری و می دانم همه چی درست می شه..
می دانی چرا؟ چون خدا عاشقهارو دوست داره.
تمام امیدم هستی...پس بدان جز تو نیست کسی برایم.
داره برف می باره...ولی من برف رو با تو دوست دارم.
بیا با من ..بیا برای برف شادمانی کنیم.
عشق زیباست...
اعماق وجودم هستی..
چه می دانم حرفای من اینست.
اگر دلنوشته ندانی مهم نیست.
فقط بخوان.بدان که تو تنها کسی هستی که دارم.

 

ندا

 
سخنان بزرگان

با مردم به گونه اى رفتار كنيد، كه اگر بميريد، بر شما بگريند و اگر بمانيد با شما دوستى كنند.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
آب پشت سر مسافر!!

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني