پنجشنبه , 04 خرداد 1391
پاپيون مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

 منوچهر مطیعی تهرانی
کسی که در خواب پاپیون بسته باشد به قضاوت مردم درباره خودش نیازمند است و به آن اهمیت می‌دهد و به‌خصوص از این که در باره‌اش بد داوری شود هراسناک است. این نیاز در همه ما هست و این خوف و رجا نیز وجود دارد و هر چه ما بیشتر از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم متوقع باشیم و جامعه نیز هر چه بیشتر روی ما حساب کند این احساس بیشتر توسعه می‌یابد و نیرومندتر می‌شود تا جایی که به صورت بخشی از سرشت و طبیعت ما درمی‌آید و یا یک عادت غیر قابل ترک می‌گردد. این زمینه نیرومند احساسی در خواب‌های ما به شکل چیزهایی ظاهر می‌شود که می‌توانند جالب نگاه و برانگیزنده قضاوت خوب مردم باشد که پاپیون یکی از آنها است. با این توضیح درک موضوع آسان است که بیننده خواب چقدر به نیک داوری مردم نسبت به خودش نیازمند است و از قضاوت بد می‌ترسد. اگر کسی در خواب ببیند که پاپیون یا کراوات بسته و در بیداری از این دو چیز استفاده نمی‌کند هستند کسانی که کراوات می‌بندند اما پاپیون نمی‌زنند، ضمیر ناخودآگاه او از یک غم خبر می‌دهد که چندی نه خیلی طولانی و زیاد موچب آشفتگی روح او خواهد شد و بعد مرتفع می گردد. اگر ببینید پاپیون بسته‌اید اما لباسی مناسب پاپیون به تن ندارید عملی مرتکب می‌شوید که در نتیجه آن شما را سرزنش و شماتت می‌کنند.
پاپیون باز و گره نخورده مشکل است و چنانچه ببینید پاپیونی در دست دارید که می‌خواهید ببندید با مشکلی رو به رو می‌شوید که حل آن مشکل دقت و صرف وقت می‌خواهد. اگر کسی پاپیونی به شما هدیه کرد تردید نداشته باشید که فریب می‌خورید و فریب دهنده یک زن است. اگر در خواب دیدید که پاپیون دارید اما آن را در جیب نهاده‌اید خواب شما می‌گوید که در روزهای آینده به دروغ گویی متوسل می‌شوید، دروغی که باگفتن آن می‌خواهید حقیقتی را پنهان کنید. اگر در خواب ببینید که دیگری پاپیون بسته موردی پیش می‌آید که باید رقابت کنید یا با شما رقابت می‌کنند.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

شكيبايى به قدر مصيبت نازل مى شود، هر كس كه به هنگام مصيبت بر زانو زند، پاداشش از ميان مى رود.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
حکایت خدا و گنجشک !!

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست."

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني