پنجشنبه , 04 خرداد 1391
پلنگ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
هر کس به نظر ما بزرگ و قدرتمند باشد و ما برای او احترام قائل باشیم یا از او بترسیم و یا به کرم و بخشش او چشم داشته باشیم در خواب‌های ما به شکل شیر یا پلنگ ظاهر می‌شود. خیلی کسان ممکن است در این لیست قرار بگیرند از جمله پدر که به او احترام می‌گذاریم و تا کوچک هستیم از او می‌ترسیم و در نوجوانی او را از همه مردان عالم بزرگتر و مقتدرتر می‌انگاریم. وقتی پلنگ در خواب می‌بینیم خودمان بهتر می‌ توانیم بفهمیم و مشخص کنیم که چه کسی در زندگی ما چنین قدرتی دارد که به شکل پلنگ در خواب ما ظاهر می‌شود اما به طور کلی پلنگ در خواب دشمنی است که گذشت و مردانگی هم دارد و چه بسا وقتی بر ما چیره شود بدون رساندن آزار بگذرد و پی‌ کار خویش برود. اگر پلنگ در خواب دیدیم با دشمنی که به هر صورت از ما قوی‌تر است رو به ‌رو می‌شویم و خواب ما از یک برخورد نابرابر خصمانه خبر می‌دهد. اگر دیدیم که پلنگ را فراری دادیم و آن حیوان قدرتمند از ما گریخت بر چنین دشمنی پیروز می‌شویم اگر دیدیم که بر پشت پلنگ نشسته‌ایم باز نشان پیروزی و چیرگی ما است و اگر پلنگ سر به دنبال ما نهاده بود دشمن بر ما تسلط می‌یابد و خطری بزرگ تهدیدمان می‌کند. داشتن پوست پلنگ غنیمت است و خریدن پوست پلنگ تحصیل مالی است که به دست آوردن آن بیشتر از خود پول شما را خوشحال می‌کند.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

اسلام را به گونه اى وصف مى كنم كه كس پيش از من چنانش وصف نكرده باشد اسلام تسليم است و تسليم ، يقين است و يقين ، تصديق است و تصديق ، اقرار است و اقرار، به جاى آوردن است و به جاى آوردن ، پرداختن به عمل صالح است .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
آب پشت سر مسافر!!

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني