پنجشنبه , 04 خرداد 1391
جارو مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
جارو کردن در خواب پس انداز مال اندک است و به زبان ساده تر پول جمع کردن. عمل زوائد مخارج ضروری را زدن و بهای آن را به کناری نهادن و به آن دل‌خوش بودن در خواب‌های ما به صورت جارو کردن و جارو ظاهر می‌شود. معبران کهن نوشته‌اند جارو خادم و خدمتگزار است ولی به نظر من تعبیر بالا درست‌تر است. زنی اگر در خواب ببینید که جارو می‌کند و آن صبح زود و به هنگام طلوع آفتاب باشد مورد توجه و عنایت شوهرش قرار می‌گیرد و اگر ببینید که شب در تاریکی جارو می‌کند دعوا و مرافعه راه می‌اندازد. جارو کردن در خواب هنگام شب خوب نیست. مردی اگر در خواب ببیند که جارو می‌کند و به خانه خود خیر و برکت می‌آورد. جوانی اگر در خواب ببیند که جارو می‌کند و خس و خاشاک و خاکروبه جمع کرده، پولی در اختیارش می‌گیرد یا اینکه به کاری مشغول می‌شود. جارو کشیدن به دیوار خوب نیست و غم و اندوه می‌آورد و به معنی جا به جا کردن غم و اندوه است همان طور که خاک را از دیوار به کف اتاق می‌ریزید خواب شما می‌گوید ناراحتی‌ها را جا به جا می‌کنید. جاروی دسته‌دار کمک و مساعدتی است مالی که به بیننده خواب می‌شود. اگر در خواب ببینید که کسی جارو می‌کند و خس و خاشاک را به طرف شما می‌راند برای شما درد سر و ناراحتی مالی به وجود می‌آورد و اگر خلاف جهت شما جارو می‌کند و خاکروبه را از جائی که شما بودید دور می‌راند غم و اندوه را از شما می‌راند. دیدین جاروی از هم گسیخته و پاره و ولو در خواب خوب نیست و بیماری یا مرگ زن خانه است. دور افکنده و فروختن جارو جدائی بین زن و شوهر است. اگر ببینید که جارو می‌کنید و خس و خاشاک و خاک را گوشه‌ای گرد می‌آورید پول جمع می‌کنید و اگر به وسیله خاک انداز بر گرفتید پولی به دست شما می‌رسد مشروط بر این که دور نریزید.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

شفاعت كننده ، براى كسى كه طالب چيزى است ، چونان بال است براى پرنده .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
مسافر خسته

مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...!

وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد
اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد.
فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!!

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني