پنجشنبه , 04 خرداد 1391
جنازه انسان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
در نفایس الفنون تصریح شده که جنازه و مرده مال حرام است. مرحوم مجلسی نوشته اگر کسی در خواب جنازه یا مرده ببیند از غائب به او خبر می‌رسد و ابن سیرین معتقد است که اگر کسی ببیند جنازه‌ای می‌برند خداوند او را بر تعداد افرادی که به دنبال جنازه روان هستند و او را تشییع می‌کنند امارت و فرمان‌روائی می‌دهد و بالاخره از امام صادق (ع) روایت است که دیدن جنازه در خواب خوب است زیرا برای بیننده خواب بزرگی و مال و عزت و جاه می‌آورد. مشاهده جنازه‌ای که به دوش می‌برند نیکو است چون فراغت از رنج و اندوه است و چنان چه بیمار باشیم بهبود می‌یابیم و اگر مدیون باشیم ادای دین می‌کنیم. اگر بیننده خواب خودش را مرده ببیند عمرش دراز می‌شود که همه معبران اسلامی و بیگانه در این مورد به‌خصوص اتفاق نظر دارند. اگر در خواب ببینیم که مرده بیمار است این هم خوب نیست و توصیه شده که بیننده خواب باید مراقب سلامت خویش باشد و چندی از خطر کردن بپرهیزد و خشمگین نشود و از عزیمت به سفر خودداری کند و از دخالت در اموری که می‌تواند بی‌تفاوت بماند خودداری کند. کندن قبر و مشاهده جنازه خوب است منهای لمس جنازه. اگر در خواب دیدیدم کسی که می‌دانیم مرده چیزی به ما داد خوب است چون مالی به بیننده خواب می‌رسد و پولی بدست می‌آورد. اگر جنازه‌ای را ببینید که از جای برخاست و از شما دعوت کرد که با او همراهی کنید خوب نیست. اگر جنازه‌ای را شیک و با لباس تمیز و خوب مشاهده کنید نیکو است و برای شما خوشحالی و مسرت می‌رسد ولی اگر بد لباس و ژولیده و کثیف و آشفته بود بد است چرا که شما را غمگین و رنجیده می‌کند و نشان آن است که در روزهای آینده به شما غم می‌رسد.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

آنكه طمع را شعار خود سازد، خود را خوار ساخته و هر كه پريشانحالى خويش با ديگران در ميان نهد، تن به ذلت داده است و مكسى كه زبانش ‍ بر او فرمان راند، بى ارج شود.

امام علي (ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
رحمت خداوند

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد:
ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای. پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني