جمعه , 05 خرداد 1391
شانه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
خود شانه نشانه پریشانی فکر و خیال است. نه به معنی غم و اندوه بلکه تشتت فکر و تردید در اتخاذ تصمیم و گاه تردید در انتخاب. در این صورت اگر در رویا ببینید که شانه‌ای دارید یا شانه‌ای خریده‌اید یا شانه را کسی به شما داده چندی گرفتار پریشانی از نوعی که گفته شد می‌شوید. اگر شانه‌ای در خواب ببینید که دنده‌هایش شکسته زیان می‌بینید و تسلسل و توالی کارهایتان از دست می‌رود. اما اگر با شانه موی خویش را شانه کنید نیکو است چون از تشتت و پریشانی فکر و از تردید و دودلی نجات می‌یابید و غم و رنج را از خود می‌رانید و کارهایتان روال مطلوب می‌گیرد. اگر در خواب ببینید که موی را شانه می‌کنید و به شانه موی چسبیده، یعنی چند تار موی شما کم شده و ریخته و با شانه پائین آمده کاری در جهت تنظیم امور خود می‌کنید که به شأن و حرمت شما لطمه می‌زند و به قدر موئی که از سرتان کم شده از آبروی شما کاسته می‌گردد. برای زنان شانه نشانه وجاهت معنوی است و زنی اگر در خواب ببیند موی خویش را شانه می‌زند در خانه و خانواده عزت و حرمت می‌یابد و نزد شوهر عزیز می‌شود. وامداری اگر در خواب ببیند که موی خویش را شانه می‌کند آن‌طور که مویش صاف شده و شانه بر آن بند نمی‌شود و سر می‌خورد و پائین کشیده می‌شود از غم و اندوه بدهکاری فرج حاصل می‌کند و اوم خویش را می‌پردازد. اگر زن یا مردی مورد اتهام قرار گرفته باشد و ببیند که موی خویش را به طریقی که گفته شد شانه می‌زند و مویش صاف شده برائت حاصل می‌کند و از او رفع اتهام می‌شود. اگر مریضی این را در خواب ببیند از بیماری و رنجوری شفا می‌یابد. حال اگر ببینید که موی خود را شانه می‌‌کنید ولی موی چنان ژولیده است که شانه در آن فرو نمی‌رود و کار نمی‌کند و پائین نمی‌آید خوب نیست زیرا خواب شما می‌گوید با مشکلات بزرگ رو‌به‌رو می‌شوید و گره بر کارتان می‌افتد.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

فقدان دوستان به مثابه غربت است .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
فرشته فراموش کرد

فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:

خدایا، می خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.

خداوند درخواست فرشته را پذیرفت.

فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم؛ این بال ها در زمین چندان به کار من نمی آید.

خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت: بال هایت را به امانت نگاه می دارم، اما بترس که زمین اسیرت نکند،

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني