جمعه , 05 خرداد 1391
طبق مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
معبران کهن طبق را نادم و کنیز و برده تعبیر کرده‌اند و درباره طبق چیزهائی در همین زمینه نوشته‌اند ولی چون اولاً طبق در زندگی امروز، مورد مصرف آن چنانی ندارد و ضمناً مسله داشتن کنیز و غلام و برده منتفی است تعابیر معبران گذشته را معتبر تلقی نمی‌کنیم یا قابل اطلاق نمی‌دانیم. طبق طلا توقع و انتظارات ماست از حوادث و اشخاصی که با آنها برخورد می‌کنیم و رو‌به‌رو می‌شویم. اگر در خواب ببینیم که روی طبق چیزی نهاده‌اند و برای ما می‌آورند بسیار خوب است چون خواب ما می‌گوید توقع و انتظاری که داریم برآورده می‌شود. اگر کسی که طبق را می‌آورد آشنا باشد یک دوست جوابگوی توقعات ما خواهد بود و اگر بیگانه باشد از حوادثی که اتفاق می‌افتد بهره می‌گیریم. طبق خالی همان‌طور که گفتیم توقع و انتظار است که هنوز وجود دارد و برآورده نشده. اگر طبقی پر کردیم و برای کسی بردیم ما به انتظار او جواب می‌دهیم و این مشروط است به اینکه درون طبق چه نهاده باشیم. اگر در طبق آئینه چراغ باشد، آن‌طور‌که سابق برای عروس به خانه داماد می‌بردند طبعاً مبارک و میمون است و ماخدمتی در خور و شایسته انجام می‌دهیم ولی اگر یک طبق شلغم یا خاکستر ببریم بدیهی است که نیکو نیست و ما او را غمگین و رنجور می‌کنیم. این برای مثال نوشته شد چرا که چیزهای خوب و بد زیادند. طبق شکسته نشان بر نیامدن آرزوها و خواسته‌هاست چه متعلق به شما باشد و چه مال دیگری چون غالباً به بیننده خواب برمی‌گردد.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

اسلام را به گونه اى وصف مى كنم كه كس پيش از من چنانش وصف نكرده باشد اسلام تسليم است و تسليم ، يقين است و يقين ، تصديق است و تصديق ، اقرار است و اقرار، به جاى آوردن است و به جاى آوردن ، پرداختن به عمل صالح است .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
شیطان و انسان

ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني