جمعه , 05 خرداد 1391
فيل مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

منوچهر مطیعی تهرانی
فیل حیوانی است که برای ما ایرانیان تقریباً ناشناخته است. بومی سرزمین ما نیست و بیشتر آشنائی‌های ما به‌‌خصوص در کودکی با افسانه‌ها همراه بوده است. شاید به همین علت معبران ایرانی در مورد فیل تعابیری نوشته‌اند که درست به نظر نمی‌‌آید. مثلاً نوشته‌اند (فیل پادشاه عجم است و اگر سوار فیل باشید زن ایرانی می‌گیرید و چنانچه پیاده کنار فیل باشید زن عجمی و ایرانی بر بیننده خواب چیره و مساط می‌شود.) می‌بینید که فیل هیچ ارتباطی با زن ایرانی ندارد همین‌طور در موارد دیگر که پادشاه عجمی نمی‌تواند باشد. اما امروز با وجود کتاب‌ها و رادیو و تلوزیون شناخت ما از فیل بیشتر شده. فیل در رویاهای ما نشان عظمت در نعمت و قدرت است و در عین حال نرمش و ملایمت. اگر در خواب ببینیم که سوار فیل شده‌ایم و آن حیوان عظیم‌الجثه از ما اطاعت می‌کند به قدرت و شوکت می‌رسیم. در هر رشته و هر موقعیتی که هستیم ترقی می‌کنیم و این ترقی، چشمگیر است. چنانچه در خواب ببینیم گله‌ای فیل عبور می‌کند و ما به تماشا ایستاده‌ایم با جمعی از اعظام و بزرگان برخورد خواهیم داشت. اگر ببینید که در کنار فیل بزرگی قرار گرفته‌اید موقعیتی به‌دست می‌آورید که می‌توانید بزرگ شوید. اگر بر فیل سوار شدید که تعبیرش را نوشتم ولی اگر نتوانستید سوار شوید موفق و کامیاب نمی‌شوید. فیل دشمن نمی‌تواند باشد چون سمبل آرامش است پس اگر دیدید که فیلی سر به دنبال شما گذاشته در جریان حادثه‌ای بزرگ قرار می‌گیرید که عظمت آن شما را می‌ترساند.

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

فرق است ميان اين دو عمل ، عملى كه لذتش رفته و عواقب ناگوارش ‍ مانده است و عملى كه رنجش سپرى شده و اجر و ثوابش باقى است .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
سليمان (ع)

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد. ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني