جمعه , 05 خرداد 1391
پژواك مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

زمرمه می کنم
تا پژواک صدامو تو وجو دت بشنوم
دنبال یه چیزی می گردم
که با اون به خودم ثابت کنم زنده ام
مثل وقتی که
یه موجود رنده
بین دو تا کوه
فریاد می زند
من زنده ام .................
و کوه جواب می دهد
من زنده ام من زنده ام من زنده ام من زنده ام
مثل وقتی که دلت می خواهد حواس پنج گان ات را تست کنی تا خیالت راحت شود  همه چی درست کار می کند
پس وقتی صدایم را می شنوی
پس وقتی لمس دستهایم را روی پوستت حس کردی
پس وقتی نگاهم در نگاهت معنا گرفت
پس وقتی که مشامت را عطر تنم پر کرد
پس وقتی شیرینی بوسه از لبانمم را در دهانت مزه مزه میکنی
پس وقتی ناخوداگاهت حس ششم تو را به اینکه من عاشق توام نوید میدهد
ان هنگام
جان هر چه کوه می شناسی
پژواکی بفرست تا به جان خسته ام
نویدی باشد
که من زنده ام

 

سارا رزاق

تگ ها:
 
سخنان بزرگان

اين دلها هم ملول مى شوند، آنسان ، كه تن ها ملول مى شوند. پس براى شادمان ساختنشان سخنان نغز و حكمت آميز بجوييد.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
فرشته فراموش کرد

فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:

خدایا، می خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.

خداوند درخواست فرشته را پذیرفت.

فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم؛ این بال ها در زمین چندان به کار من نمی آید.

خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت: بال هایت را به امانت نگاه می دارم، اما بترس که زمین اسیرت نکند،

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني