جمعه , 05 خرداد 1391
سرقت جواهر فروشی به شیوه جورج کلونی! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

 

مردم شهر نیویورک با سرما و بارش شدید برف دست و پنجه نرم می کنندو شرایط اضطراری هوا سبب شده تا شهر به حالت نیمه تعطیل درآید .

 

اما این هوای نامناسب سبب نشده تا چند سارق خوش ذوق و سینما دوست برنامه خودشان را به تعویق بیاندازند. آنها با الهام گرفتن از فیلم یازده یار اوشن در روز کریسمس به یک جواهر فروشی در یکی ازمناطق مرکزی شهر دستبرد زدند و مقادیری جواهر به ارزش تقریبی پانصد هزار دلار به سرقت بردند. در این فیلم که در سال 2001 اکران شد جورج کلونی و براد پیت اعضای یک شبکه سرقت هستند که با از  کار انداختن دوربینهای مدار بسته و خراب کردن دیوار مجاور یک کازینو اقدام به سرقت می کنند. سارقان مذکور هم با اجرای تقریبی همین برنامه دست به سرقت از جواهر فروشی اولترا دایموند درمنهتن زدند. آنها با خراب کردن دیوار وارد این جواهر فروشی شده و دوربینها را از کار انداختند اما یکی از دوربینها را از قلم انداختند و تصاویری که در این دوربین دیده می شود اقدامات آنها در حین سرقت را نشان میدهد . این سارقین حلقه ها و گردنبندهای الماس و مروارید را به سرقت بردند و در حین سرقت یکی از آنها تماس تلفنی با یکی از همدستانش از داخل جواهر فروشی گرفت.آنها به گاوصندوق داخل دفتر جواهر فروشی هم رحم نکرده وآن را هم خالی کرده و بعد با آسودگی محل را ترک کردند چون مطمئن بودند صاحب این جواهر فروشی در جشن بزرگ کریسمس شرکت کرده است.پلیس شهر نیویورک با قرار دادن فیلم سرقت از مردم شهر خواسته هر اطلاعاتی درمورد این قضیه دارند با پلیس مطرح کنند.

 

منبع:khabaronline.ir

نظر ها (3)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

در شگفتم از كسى كه از رحمت خداوند نوميد مى شود و حال آنكه ، توان آمرزش خواستنش هست .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
قـاضـی زیـــرک

دو پیرمرد که یکی از آنها قد بلند و قوی هیکل و دیگری قد خمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.

اولی گفت: به مقدار ١٠ قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر می‌اندازد و اینک می‌گوید گمان می‌کنم طلب تو را داده‌ام. حضرت قاضی! از شما تقاضا دارم وی را سوگند بده که آیا بدهکاری خودش را داده است، یا خیر. چنانچه قسم یاد کرد که من دیگر حرفی ندارم.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني