جمعه , 05 خرداد 1391
1600 کیلومتر را پیاده برو تا زنت یشوم!!!! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

ک‌دختر چینی به خواستگارش گفت اگر‌۱۶۰۰کیلومتر پیاده راه برود، حاضر می‌شود با او ازدواج کند.
هنگامی‌که لیو‌پی‌ون ۲۹‌ساله به دختر مورد علاقه‌اش پیشنهاد ازدواج داد، لینگ‌هسو ۲۳ساله به او گفت که فقط در صورتی پیشنهاد او را می‌پذیرد که وی۱۶۰۰کیلومتر را پیاده طی کند.

لیو نیز در پاسخ به وی گفت: من به هر قیمتی این مسافت طولانی را با پای پیاده طی خواهم کرد، اما پیش از اینکه دختر فرصت کند به خواستگارش بگوید که شوخی کرده، لیو ماراتن خود را ‌آغاز کرده بود.

وی پیش از حرکت تاکید کرد: فاصله من تا شهرعروسم در استان گوآنگ دونگ در جنوب‌شرق چین ۱۶۰۰‌کیلومتر است، امیدوارم هنگامی‌که به آنجا می‌رسم پیشنهادم را قبول کند.

منبع:خبر آنلاین

نظر ها (7)
  • NA SHENAS
    واقعا همین دختر چینی کار درست رو انجام داد این طوری این پسرهای چشم سفید بیشتر قدر میدونند :wink: :wink: :shock:
  • ناشناس
    ین خانم کار درستی کرده من فقط می تونم بهش بگم آفرین مردا رو خوب شناختی :) :wink:
  • مریم  - به نظرمن فکرخوبی نیست میتونست چیزبهترازش بخواد
    :!:
  • مریم
    به نظرمن بیشنهاد خوبی نداده
  • نگین
    اصلا پیشنهاد خوبی نبوده :pinch: خاک برسر دختره راستش یکم دلم واسه پسره میسوزه :cry: ولی خوش به حال دختره که همچین شوهری داره که حاضره بخاطرش هر کاری بکنه...
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

به هنگام بروز فتنه چون اشتر دو ساله باش كه نه پشتى استوار دارد كه بر آن سوار توان شد و نه پستانى شيرده ، كه از آن شير توان دوشيد.

امام علي (ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
درسی زیبا از ادیسون

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد… این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود…

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني