جمعه , 05 خرداد 1391
ازدواجي متفاوت بر روی سقف هواپیمای در حال پرواز!+عكس مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

دختر و پسر انگلیسی در اقدامی بسیار خطرناک ، روی سقف دو هواپیمای در حال پرواز پیوند زناشویی بستند

«کتی هاجسون»۲۳ ساله و «دارن مک والترز» ۲۴ ساله چندی پیش در شهر «سرینیستر» انگلیس به هم دل بستند و تصمیم به ازدواج گرفتند.

دختر و پسر عاشق پسشه که می خواستند پیوندی متفاوت و به یاد ماندنی داشته باشند دست به اقدامی بسیار خطرناک زدند.


آنان در جشن ازدواجشان ، مهمانان را به فرودگاه دعوت کردند.سپس «کتی» که لباس سپید عروسی به تن داشت روی بال چپ هواپیمای تزیین شده سفید و قرمز ایستاد.«دارن» هم با کت و شلواردامادی روی بال راست هواپیمای دیگری ایستاد و کشیش «جرج برینگهام» مانند آنان روی سومین پرنده آهنین قرار گرفت.

«آیا دارن مک والترز را به همسری می پذیری؟»

این سوالی بود که وقتی سه فروند هواپیمای کوچک در «سرینیستر» به بلندای ۳۰۰ متری سطح زمین رسیدند ؛ کشیش از «کتی» پرسید.

دختر ماجراجو که سوار بر پرنده خوشبختی بود با صدای بلند فریاد زد «بله» و بدین ترتیب رسما همسر «دارن» شد.

مهمانان حاضر در فرودگاه که با میکروفون های ویژه ، صدای عروس را شنیدند برای وی و شوهرش دست زدند و آرزوی خوشبختی کردند.

سال گذشته نیز عروس و داماد چینی با پیوند بین زمین و آسمان،خبرنگاران زیادی را به جشن خود کشیدند.«ژیانگ دژانگ» و «تی گوانگ جیو» که با هم در یک شرکت خدماتی کانمینگ (غرب ایالت یونان) چین کار می کنند مقابل چشمانحیرت زده مهمانان ، از برج بالا رفتند ، از کمربند ایمنی آویزان شدند و پیمان زناشویی بستند.

منبع:baztabonline.com


نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

فرمان خدا را بر پاى ندارد مگر آنكه ، در اجراى حق مدارا نكند و در برابر باطل فروتنى ننمايد و از پى مطامع خود نرود.

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
قدر همین پادشاه را باید دانست !!!!

پادشاهی از وزیر خود خشمگین شد به همین دلیل او را به زندان انداخت.
مدتی بعد وضع اقتصاد کشور رو به وخامت گذاشت.
بنابراین مردم از پادشاه خود ناراضی شدند و پادشاه هرکاری برای جلب رضایت آنها نمود،موفق نمی شد.
لذا دستور داد وزیر را از زندان بیاورند.
هنگامی که وزیر در محضر او حاضر شد
گفت:مدتی است که مردم از من روی گردان شده اند،اگر توانستی رضایت آنها را جلب کنی من نیز از گناه تو می گذرم.

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني