جمعه , 05 خرداد 1391
شكايت از شوهر به دادگاه به خاطر هديه دادن كتاب مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

شوهرم بسيار فهميده است و در همه موارد دركش بالاست ولي آيين همسرداري را نمي‌داند و فكر مي‌كند بهترين محبت به يك زن كتاب هديه دادن و در ميان گذاشتن اطلاعات عمومي‌اش است

زني به دادگاه خانواده آمد و گفت: شوهرم بسيار فهميده است و در همه موارد دركش بالاست ولي آيين همسرداري را نمي‌داند و فكر مي‌كند بهترين محبت به يك زن كتاب هديه دادن است.

زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن در حضور قاضي شعبه 254 مجتمع قضايي خانواده يك با بيان اينكه ديگر از اين زندگي طاقت فرسا خسته شدم، گفت: شوهرم دائم مشغول روزنامه خواندن است و علم‌آموزي بيشتر از هر كس و هر چيز برايش اهميت دارد؛ شوهرم استاد دانشگاه است و از صبح تا بعد از ظهر كه در دانشگاه است و بعد از آن نيز در خانه مشغول كتاب و روزنامه خواندن است اين وضع مرا عاصي كرده و ديگر تحملش را ندارم و مي‌خواهم از او جدا شوم.

وي با اشاره به گذشت هفت سال از زندگي مشتركشان، افزود: شوهرم بسيار فهميده است و در همه موارد دركش بالاست ولي آيين همسرداري را نمي‌داند و فكر مي‌كند بهترين محبت به يك زن كتاب هديه دادن و در ميان گذاشتن اطلاعات عمومي‌اش است؛ من بايد از شوهرم جدا شوم چرا كه نه تنها او بلكه من نيز او را درك نمي‌كنم فضاي زندگي او با من متفاوت است.

زن بار ديگر در مقابل قاضي ايستاد و بيان كرد: ما داراي يك فرزند 4 ساله هستيم و فرزندم هم با اينكه بسيار كوچك است ولي رفتارهايش مثل پدرش شده است در واقع آينده فرزندم هم خراب خواهد شد چرا كه او بزرگ مي‌شود و ازدواج مي‌كند و بلايي كه شوهرم با رفتارهايش بر سرم مي‌آورد او در آينده بر سر همسرش خواهد آورد و من نمي‌خواهم فرزندم مانند پدرش شود.

وي با بيان اينكه شوهرم در كار و تدريس موفق است ولي در زندگي‌اش به اين شكل نيست، ادامه داد: شوهرم همه چيز را در اطلاعات عمومي، تحصيل و علم‌آموزي مي‌بيند و فكر مي‌كند همه زندگي و عشق يعني اين مسائل ولي غافل از اينكه تفريح، مسافرت و صحبت كردن بخشي از زندگي است و من نمي‌توانم با اين موضوع كنار بيايم و بايد از او جدا شوم.

قاضي اين پرونده، بعد از شنيدن صحبت‌هاي زن، به دليل عدم حضور مرد حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و رسيدگي به آن را به جلسه آينده موكول كرد.

 

منبع:فردا نيوز

نظر ها (0)
نوشتن نظر
اطلاعات تماس:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:):(:0:shock::confused::silly:8):lol::x:P:huh:
:oops::cry::evil::X:side::twisted::pinch::roll::wink::dry::kiss::whistle:
:!::?::idea::arrow:
امنيت:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
سخنان بزرگان

بترسيد، بترسيد، به خدا سوگند، كه گاه چنان گناه را مى پوشاند كه پندارى آن را بخشيده است .

امام علي(ع)

سامانه پيام کوتاه

2 0 8 7 8 3 7 8 3 9 0

داستان تصادفي
دكتر رك!!

زنی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل".

چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود. زن نفسش را در سینه حبس می کند.
دکتر به سمت او می رود. زن با چهره ای آشفته به او نگاه می کند...

ادامه مطلب
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد.
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.

موسسه آموزشی زبانسرا

آخرين بروزرساني چهارشنبه ، 3 خرداد 1391 ، 00:00 

در گوگل محبوب کنید
درحال فراخواني